51% Attack
حمله ۵۱ درصدیحملهای که در آن یک بازیگر با کنترل اکثریت توان اجماع میتواند ترتیب برخی تراکنشها را دستکاری کند.
هر ورودی با واژه رایج انگلیسی، معادل حرفهای فارسی و یک توضیح کوتاه نمایش داده میشود. جستوجو، اختصارها و نامهای جایگزین را هم میشناسد.
میتوانی فارسی یا انگلیسی بنویسی؛ برای نمونه Market Cap، RSI، «کیف پول»، «اهرم» یا «نقدشوندگی».
حملهای که در آن یک بازیگر با کنترل اکثریت توان اجماع میتواند ترتیب برخی تراکنشها را دستکاری کند.
مرحلهای که در آن ممکن است عرضه جذب و مالکیت دارایی بهتدریج جمعآوری شود.
تعداد آدرسهایی که در یک بازه مشخص فعالیت قابلاندازهگیری داشتهاند.
شناسهای برای دریافت یا مشاهده دارایی و فعالیت روی یک شبکه؛ آدرس با کلید خصوصی یکسان نیست.
توزیع توکن میان گروهی از کاربران بر اساس شرایط یا فعالیتهای تعریفشده.
فهرست آدرسها یا کاربرانی که برای دسترسی زودتر یا محدود به یک عرضه مجاز شدهاند.
اصطلاحی عمومی برای رمزارزهای غیر از بیتکوین.
شمارش جایگزینی که در صورت نقض سناریوی اصلی موجی بررسی میشود.
نرخ ساده سالانه بازده یا هزینه که اثر سود مرکب را در محاسبه وارد نمیکند.
برآورد بازده سالانه با درنظرگرفتن اثر سود مرکب؛ نرخ واقعی میتواند تغییر کند.
قواعد و فرایندهایی برای شناسایی و جلوگیری از جابهجایی وجوه با منشأ مجرمانه.
سختافزار تخصصی برای انجام یک محاسبه مشخص؛ در رمزارز معمولاً برای استخراج استفاده میشود.
قیمتی که فروشنده برای فروش دارایی درخواست کرده است.
پروتکلی که قیمت و مبادله را با استخر نقدینگی و یک تابع ریاضی مدیریت میکند.
میانگین دامنه واقعی قیمت و معیاری برای سنجش نوسان، نه جهت روند.
اجرای قواعد یک روش روی داده تاریخی برای بررسی رفتار گذشته آن.
فاصله نسبی میان باندهای یک اندیکاتور که معمولاً برای سنجش فشردگی یا گسترش نوسان به کار میرود.
معیار مرجعی برای مقایسه عملکرد یک روش یا سبد.
بالاترین سفارش خرید و پایینترین سفارش فروش موجود در دفتر سفارش.
قیمتی که خریدار برای خرید دارایی پیشنهاد داده است.
فاصله میان بالاترین قیمت پیشنهادی خرید و پایینترین قیمت پیشنهادی فروش.
سهم ارزش بازار بیتکوین از ارزش کل بازار رمزارزها.
بستهای از تراکنشها و دادههای شبکه که پس از تأیید به زنجیره افزوده میشود.
دفترکلی پیوسته از بلوکهای داده که ترتیب و تمامیت آن با رمزنگاری و اجماع حفظ میشود.
شبکهای که دادهها را در بلوکهای پیوسته ثبت و میان چندین گره همگام میکند.
ابزاری عمومی برای مشاهده بلوکها، تراکنشها، آدرسها و وضعیت شبکه.
مجموع پاداش ایجاد واحدهای جدید و کارمزدهایی که سازنده معتبر بلوک دریافت میکند.
زمان متوسط یا هدفگذاریشده میان ایجاد دو بلوک متوالی.
باندهایی پیرامون میانگین متحرک که با انحراف معیار، تغییرات نوسان را نمایش میدهند.
روش آماری بازنمونهگیری با جایگذاری برای سنجش عدم قطعیت نتایج.
عبور قیمت از سطح یا محدوده مهم؛ اعتبار آن به پذیرش و شواهد تکمیلی بستگی دارد.
خارجکردن دائمی توکن از گردش با ارسال به آدرسی غیرقابلاستفاده یا اجرای تابع قرارداد.
خرید دوباره توکن از بازار توسط پروژه یا خزانه بر اساس سیاست اعلامشده.
فاصله میان قیمت بازشدن و بستهشدن در یک کندل.
نموداری که قیمت باز، بسته، بیشینه و کمینه هر بازه را با کندل نمایش میدهد.
آرایش یک یا چند کندل که فقط در زمینه مناسب میتواند اطلاعات رفتاری بدهد.
شکل دیجیتال پول رسمی که توسط بانک مرکزی یک کشور صادر یا پشتیبانی میشود.
بازاری با گرداننده مرکزی که سفارش، حساب و معمولاً نگهداری دارایی کاربران را مدیریت میکند.
نرمافزار یا وبسایتی برای مشاهده نمودار و استفاده از ابزارهای تحلیلی.
ساختار قابلتشخیص در حرکت قیمت که برای تدوین سناریو استفاده میشود، نه پیشبینی قطعی.
تعداد واحدهای یک دارایی که اکنون در دسترس بازار و قابل گردش است.
دارایی بومی یک بلاکچین مستقل؛ مانند BTC در شبکه بیتکوین.
دارایی سپردهشده برای تضمین وام یا موقعیت؛ کاهش ارزش آن میتواند به تصفیه منجر شود.
شاهد تکمیلی برای کاهش احتمال تصمیم بر پایه یک علامت منفرد.
همزمانی چند شاهد مستقل در یک محدوده یا سناریو.
قواعدی که گرهها با آن درباره وضعیت معتبر دفترکل توافق میکنند.
حرکتی خلاف روند بزرگتر که در نظریه الیوت معمولاً ساختار اصلاحی دارد.
سامانهای برای انتقال یا بازنمایی دارایی و پیام میان دو بلاکچین.
دارایی دیجیتالی که انتقال و مالکیت آن با رمزنگاری و یک شبکه رایانهای ثبت میشود.
سرویسی که مقدار کمی توکن، معمولاً برای آزمایش شبکه، در اختیار کاربر قرار میدهد.
خروجی ثابتطولی یک تابع یکطرفه که برای تشخیص تغییر داده و ساخت شناسه استفاده میشود.
ابزاری برای مدیریت کلیدها، ساخت آدرس و امضای تراکنش؛ نه محل فیزیکی نگهداری کوین.
کیف پولی که کلید خصوصی آن را یک سرویس یا صرافی به نیابت از کاربر نگهداری میکند.
قیمت آغاز و پایان روز معاملاتی بر اساس مرجع زمانی مشخص.
سرویسی که دادههای چند بازار یا شبکه را گردآوری و یکپارچه میکند.
فاصله نتیجه واقعی یک داده با انتظار یا اجماع بازار.
برنامهای که منطق اصلی آن با قرارداد هوشمند یا شبکه غیرمتمرکز اجرا میشود.
ساختار هماهنگی و تصمیمگیری جمعی که قواعد آن معمولاً با قرارداد و رأیگیری توکنی اجرا میشود.
پروتکل مبادله دارایی روی بلاکچین که معامله را بدون متولی متمرکز انجام میدهد.
خدمات مالی مبتنی بر قرارداد هوشمند مانند مبادله، وامدهی و مدیریت دارایی.
شبکهای که با مشوق توکنی، مشارکتکنندگان را برای ایجاد یا اداره زیرساخت فیزیکی هماهنگ میکند.
مدل اجماعی که دارندگان توکن، تولید یا تأیید بلوک را به گروهی از نمایندگان واگذار میکنند.
محدودهای که فشار خرید پیشین از آن آغاز شده و ممکن است دوباره فعال شود.
قرارداد مالی که ارزش آن از قیمت یک دارایی یا شاخص پایه مشتق میشود.
اصطلاح عامیانه برای نگهداری دارایی با وجود نوسان شدید؛ الزاماً نشانه تصمیم درست نیست.
هر دارایی دارای ارزش که بهصورت دیجیتال ایجاد، نگهداری یا منتقل میشود.
حرکت سریع و جهتدار قیمت با دامنه نسبتاً بزرگ و همپوشانی کم.
روش نگهداری یک دفترکل مشترک روی چند رایانه، بدون اتکا به یک نسخه مرکزی.
مرحلهای که در آن ممکن است عرضه افزایش و دارایی بهتدریج توزیع شود.
ناهماهنگی میان جهت قیمت و یک شاخص یا داده مقایسهای.
کندلی با قیمت باز و بسته نزدیک به هم که میتواند نشاندهنده تردید بازار باشد.
تلاش برای خرجکردن یک واحد دارایی دیجیتال در بیش از یک تراکنش متعارض.
تأکید بر بررسی مستقل منابع، ریسکها و ادعاها پیش از تصمیم مالی.
کاهش ارزش سرمایه از یک قله تا کف بعدی پیش از بازیابی.
حمایت یا مقاومتی که همراه زمان یا قیمت جابهجا میشود؛ مانند برخی میانگینهای متحرک.
تقویم زمان انتشار دادهها، تصمیمهای سیاستی و رویدادهای اقتصادی مهم.
مقایسه حجم بهعنوان تلاش با تغییر قیمت بهعنوان نتیجه در روش وایکوف.
چارچوبی تفسیری که حرکت بازار را به موجهای محرک و اصلاحی تقسیم میکند.
شاخصهایی درباره وضعیت اشتغال و دستمزد که برای ارزیابی اقتصاد و سیاست پولی استفاده میشوند.
الگویی که بدنه کندل جدید، بدنه کندل قبلی را در جهت مخالف میپوشاند.
داده درونزنجیرهای که آدرسهای وابسته به یک مالک احتمالی را برای کاهش دوبارهشماری خوشهبندی میکند.
شرط مشخصی که پس از آمادهشدن زمینه، اجازه ورود به معامله را میدهد.
رابط رایج قراردادهای توکن تعویضپذیر در شبکه اتریوم و شبکههای سازگار.
استانداردی برای توکنهای یکتای غیرمثلی که هر شناسه مالکیت جداگانه دارد.
استانداردی که چند نوع توکن تعویضپذیر و غیرمثلی را در یک قرارداد مدیریت میکند.
صندوقی بورسی که عملکرد یک سبد یا دارایی پایه را دنبال میکند و سهام آن معامله میشود.
مقدار دارایی واردشده به صرافیها و خارجشده از آنها در یک بازه.
میانگین متحرکی که به دادههای جدیدتر وزن بیشتری میدهد.
ناحیه عدمتعادل میان سه کندل که بخش میانی آن همپوشانی کامل ندارد.
عبور کوتاهمدت از سطح که بدون پذیرش ادامهدار به داخل محدوده بازمیگردد.
علامتی که معتبر به نظر میرسد اما حرکت مورد انتظار پس از آن شکل نمیگیرد.
ترس از جا ماندن که میتواند به ورود عجولانه و بدون برنامه منجر شود.
پولی که توسط دولت یا بانک مرکزی منتشر میشود؛ مانند ریال، دلار یا یورو.
سطوح نسبی برای برآورد ادامه احتمالی حرکت فراتر از دامنه قبلی.
سطوح نسبی برای اندازهگیری میزان اصلاح یک حرکت قیمت.
نقطهای که پس از آن بازگرداندن یا تغییر یک تراکنش بسیار بعید یا طبق قواعد ناممکن است.
اصلاح کوتاه و معمولاً کانالمانند پس از یک حرکت تند قیمت.
وام بدون وثیقهای که دریافت و بازپرداخت آن باید در همان تراکنش بلاکچینی انجام شود.
تغییر قواعد یا تاریخچه نرمافزار شبکه که میتواند مسیر اجرای گرهها را جدا کند.
گرهای که تاریخچه و قواعد شبکه را مستقلاً بررسی میکند و به دیگران متکی نیست.
ارزش نظری پروژه در صورت قیمتگذاری همه واحدهای قابل عرضه با قیمت فعلی.
بررسی ارزش و ریسک پروژه با اتکا به محصول، تیم، داده شبکه، اقتصاد توکن و شرایط بازار.
پرداخت دورهای میان دارندگان موقعیت خرید و فروش در قراردادهای دائمی.
واحد سنجش منابع محاسباتی لازم برای اجرای عملیات در شبکههایی مانند اتریوم.
مبلغ پرداختی برای اجرای تراکنش یا قرارداد هوشمند بر اساس گس مصرفی و قیمت گس.
نخستین بلوک یک بلاکچین که نقطه آغاز تاریخچه آن است.
نسبت تقریبی ۱٫۶۱۸ که در برخی ابزارهای فیبوناچی استفاده میشود.
فرایند تصمیمگیری درباره قواعد، منابع و تغییرات یک شبکه یا پروتکل.
توکنی که حق پیشنهاد، رأی یا مشارکت در تصمیمهای یک پروتکل را فراهم میکند.
رویداد برنامهریزیشدهای که پاداش ایجاد بلوک جدید بیتکوین را نصف میکند.
تغییر ناسازگار قواعد شبکه که گرههای بهروزرسانینشده آن را معتبر نمیدانند.
دستگاهی تخصصی برای نگهداری و استفاده از کلید خصوصی با کاهش تماس آن با محیط آنلاین.
تعداد محاسبات هش انجامشده در واحد زمان و معیاری از توان استخراج شبکه.
الگوی سهقلهای که در صورت شکست معتبر خط گردن میتواند نشانه تغییر ساختار باشد.
سقف جدیدی که بالاتر از سقف نوسانی قبلی تشکیل میشود.
کف جدیدی که بالاتر از کف نوسانی قبلی تشکیل میشود.
اصطلاح عامیانه برای نگهداری رمزارز و پرهیز از فروش در نوسانهای کوتاهمدت.
کیف پول متصل به اینترنت که استفاده روزمره را آسانتر و سطح مواجهه امنیتی را بیشتر میکند.
اختلاف ارزش موقعیت تأمین نقدینگی با نگهداری ساده داراییها در اثر تغییر نسبت قیمت.
ساختار پنجموجی همجهت با روند بزرگتر در نظریه موج الیوت.
بخشی از داده که برای طراحی یا تنظیم روش استفاده میشود.
افزایش عمومی سطح قیمتها که قدرت خرید پول را در طول زمان کاهش میدهد.
روش جذب سرمایه با فروش توکن پیش از یا در آغاز راهاندازی پروژه.
عرضه توکن از طریق یک سکوی غیرمتمرکز یا استخر نقدینگی.
مجموعهای از مفاهیم معاملاتی درباره نقدینگی، جابهجایی قیمت و ساختار بازار.
هزینه وامگیری یا بازده نگهداری سرمایه که بر نقدینگی و ارزشگذاری داراییها اثر میگذارد.
توان شبکهها و برنامهها برای تبادل داده، دارایی یا پیام با یکدیگر.
سطح یا شرطی که با وقوع آن، منطق اولیه معامله دیگر معتبر نیست.
فرایند احراز و بررسی هویت مشتری در خدمات مالی و صرافیها.
اندیکاتوری که بر دادههای گذشته تکیه دارد و معمولاً پس از حرکت قیمت واکنش نشان میدهد.
بلاکچین پایهای که اجماع و ثبت نهایی تراکنشها را انجام میدهد.
راهکار مقیاسپذیری روی یک شبکه پایه که بخشی از پردازش را خارج از لایه اصلی انجام میدهد.
سپردهگذاری دارایی برای کسب بازده یا دریافت وام، معمولاً در برابر وثیقه.
استفاده از اعتبار برای ایجاد موقعیتی بزرگتر از سرمایه یا وثیقه اولیه.
سفارشی که فقط در قیمت تعیینشده یا قیمتی بهتر اجرا میشود.
بستهشدن اجباری موقعیت اهرمی پس از ناکافیشدن حاشیه تضمین.
توان خرید یا فروش دارایی با سرعت مناسب و کمترین اثر بر قیمت.
مجموعه داراییهای قفلشده در قرارداد هوشمند برای مبادله، وامدهی یا خدمات دیگر.
توکنی که سهم کاربر از یک استخر نقدینگی و حق او بر داراییهای استخر را نشان میدهد.
عبور قیمت از ناحیه تجمع سفارشها و بازگشت یا ادامه حرکت پس از جذب نقدینگی.
مقیاسی که فاصلههای برابر را بر اساس درصد تغییر قیمت نشان میدهد.
موقعیت خرید از افزایش قیمت سود میبرد و موقعیت فروش از کاهش قیمت.
خطایی که در آن اطلاعات آینده بهطور ناخواسته وارد تصمیم گذشته میشود.
سقف جدیدی که پایینتر از سقف نوسانی قبلی تشکیل میشود.
کف جدیدی که پایینتر از کف نوسانی قبلی تشکیل میشود.
بخش پایین بدنه کندل تا کمترین قیمت ثبتشده در همان بازه.
بررسی متغیرهای کلان مانند رشد، تورم، اشتغال، نقدینگی و نرخ بهره.
کمترین حاشیه تضمین لازم برای بازماندن یک موقعیت اهرمی.
سفارشگذار نقدشوندگی به دفتر سفارش میافزاید و سفارشبردار از نقدشوندگی موجود استفاده میکند.
معامله با سرمایه قرضگرفتهشده که سود و زیان را نسبت به وثیقه بزرگتر میکند.
حاصل ضرب قیمت جاری در عرضه در گردش یک دارایی.
رویداد یا اطلاعاتی که میتواند رفتار و قیمت بازار را بهطور معنادار تغییر دهد.
برآورد جمعی تحلیلگران یا معاملهگران درباره یک داده یا تصمیم.
حجم سفارشهای خرید و فروش موجود در سطوح مختلف قیمت.
برداشت غالب فعالان بازار از نتیجه احتمالی یک رویداد یا داده.
مقدار تغییری که اجرای یک سفارش بر قیمت بازار ایجاد میکند.
سفارشی برای اجرای فوری با بهترین قیمتهای موجود، بدون تضمین قیمت نهایی.
تغییر مشاهدهشده قیمت، حجم یا نوسان پس از انتشار رویداد یا داده.
آرایش سقفها، کفها و حرکتهای قیمت که وضعیت روند یا رنج را نشان میدهد.
تغییری در توالی سقفها و کفها که احتمال تغییر جهت ساختار را مطرح میکند.
قیمت مرجعی که صرافی برای محاسبه سودوزیان و کاهش تصفیههای ناشی از نوسان لحظهای استفاده میکند.
ارزشی که با انتخاب، حذف یا تغییر ترتیب تراکنشها هنگام ساخت بلوک قابل کسب است.
بیشترین تعداد واحدی که طبق قواعد دارایی میتواند ایجاد شود.
برآورد هدف قیمتی با انتقال اندازه بخشی از ساختار یا الگو؛ نه تضمین رسیدن قیمت.
توکنی که هویت و تقاضای آن عمدتاً پیرامون شوخی، فرهنگ اینترنتی یا جامعه شکل میگیرد.
مجموعه تراکنشهای معتبر اما هنوز تأییدنشدهای که در انتظار ورود به بلوک هستند.
فرایند رقابت محاسباتی برای ساخت بلوک در شبکههای مبتنی بر اثبات کار.
ایجاد و ثبت واحد جدید توکن یا NFT طبق قواعد قرارداد یا شبکه.
سرعت و قدرت نسبی حرکت قیمت در یک جهت.
اندیکاتوری مبتنی بر فاصله دو میانگین متحرک برای بررسی مومنتوم و تغییر روند.
بررسی یک دارایی در چند بازه زمانی برای تفکیک زمینه، ساختار و نقطه اجرا.
کیف پولی که اجرای تراکنش در آن به تأیید چند کلید از مجموعهای مشخص نیاز دارد.
خط یا ناحیه اتصال کفها یا سقفهای میانی در الگوهایی مانند سر و شانه.
وضعیتی که تقاضای تراکنش از ظرفیت پردازش شبکه بیشتر میشود و کارمزد یا زمان انتظار بالا میرود.
هشداری که میگوید محتوا نباید جایگزین بررسی و تصمیم مستقل مالی شود.
کیف پولی که کنترل کلید خصوصی و مسئولیت نگهداری آن مستقیماً با کاربر است.
توکنی با شناسه یکتا که مالکیت یا دسترسی مرتبط با یک مورد مشخص را بازنمایی میکند.
مقداری یکبارمصرف یا شمارنده که بسته به شبکه در استخراج یا ترتیب تراکنشها استفاده میشود.
داده یا عملیاتی که مستقیماً در دفترکل اصلی ثبت و اجرا نمیشود.
تحلیل دادههای ثبتشده روی بلاکچین برای بررسی فعالیت، جریان دارایی و رفتار شبکه.
خدمات تبدیل پول رسمی به رمزارز و تبدیل رمزارز به پول رسمی.
چهار قیمت اصلی هر بازه: آغاز، بیشترین، کمترین و پایان.
مجموع قراردادهای مشتقه باز که هنوز بسته یا تسویه نشدهاند.
راهکار لایه دومی که تراکنشها را پیشفرض معتبر میداند و فرصتی برای اثبات تقلب میدهد.
سامانهای برای رساندن داده بیرون از بلاکچین، مانند قیمت، به قرارداد هوشمند.
ناحیهای تفسیری پیرامون کندل یا تراکم پیش از یک جابهجایی پرقدرت قیمت.
فهرست سفارشهای خرید و فروش باز که بر پایه قیمت و مقدار مرتب شدهاند.
دادهای جدا از مرحله طراحی که برای آزمودن تعمیمپذیری روش استفاده میشود.
معامله مستقیم خارج از دفتر سفارش عمومی که معمولاً برای مبالغ بزرگ استفاده میشود.
وضعیتی که یک شاخص از فشار خرید زیاد خبر میدهد؛ نه تضمین آغاز کاهش قیمت.
سپردن وثیقهای با ارزش بیشتر از مبلغ وام برای پوشش نوسان و ریسک نکول.
تنظیم بیشازحد روش بر نویز داده تاریخی، بهگونهای که عملکرد آینده ضعیف میشود.
وضعیتی که یک شاخص از فشار فروش زیاد خبر میدهد؛ نه تضمین آغاز رشد قیمت.
اصطلاح عامیانه برای فروش سریع در اثر ترس یا نوسان؛ برچسبی تحلیلی محسوب نمیشود.
اجرای بخشی از مقدار سفارش به دلیل نبود نقدشوندگی کافی در قیمت موردنظر.
روش ورود مقاوم در برابر فیشینگ که بهجای رمز عبور از کلیدهای رمزنگاری استفاده میکند.
وضعیتی که قیمت شرایط لازم برای ادامه الگو را نقض میکند.
ارتباط یا معامله مستقیم میان کاربران بدون عبور اجباری از واسطه مرکزی.
قرارداد مشتقه بدون تاریخ سررسید که قیمت آن با سازوکار نرخ تأمین مالی به بازار نقدی نزدیک میشود.
تلاش برای فریب کاربر و سرقت اطلاعات، عبارت بازیابی یا امضای مخرب.
کندلی با سایه بلند و بدنه کوچک که میتواند نشانه رد قیمت باشد.
تعیین اندازه هر موقعیت بر اساس سرمایه، فاصله ابطال و ریسک مجاز.
شرطی که مانع اجرای فوری سفارش میشود تا سفارش فقط به دفتر سفارش افزوده شود.
ماندن و معاملهشدن قیمت در سوی جدید یک سطح، همراه با نشانههای مشارکت بازار.
نمایش تصویری تغییر قیمت دارایی در طول زمان.
وضعیتی که انتظار یک رویداد تا حد زیادی پیشتر در قیمت منعکس شده است.
واکنش سریع قیمت و بازگشت از یک سطح یا ناحیه.
منبع اصلی و نزدیک به رویداد؛ مانند سند رسمی، داده شبکه یا اطلاعیه خود پروژه.
داده محرمانهای که اختیار امضای تراکنش و کنترل دارایی مرتبط را فراهم میکند.
میزان پایبندی تصمیم و اجرا به قواعد معتبر، مستقل از نتیجه تصادفی یک معامله.
میزان انطباق محصول با یک نیاز واقعی و وجود تقاضای پایدار برای آن.
مقدار سود یا زیان تحققیافته یا تحققنیافته یک معامله یا حساب.
سازوکار اجماعی که اعتبارسنجها با قفلکردن سرمایه در امنیت و ثبت وضعیت شبکه مشارکت میکنند.
سازوکار اجماعی که در آن ماینرها با صرف توان محاسباتی برای ثبت بلوک رقابت میکنند.
کلیدی قابلاشتراک که از کلید خصوصی مشتق میشود و در تأیید امضا نقش دارد.
دستکاری هماهنگ برای افزایش مصنوعی قیمت و فروش دارایی به خریداران دیرتر.
مجموعهای از واژهها برای بازیابی کلیدهای کیف پول؛ افشای آن معمولاً به معنای از دسترفتن کنترل دارایی است.
شرطی که اجازه میدهد سفارش فقط اندازه موقعیت موجود را کاهش دهد و موقعیت معکوس نسازد.
نوساننمایی برای سنجش سرعت و اندازه حرکتهای اخیر قیمت در مقیاس صفر تا صد.
نسبت حجم فعلی به حجم معمول یا میانگین حجم در دورهای مشابه.
ناحیهای که در آن عرضه ممکن است از ادامه رشد قیمت جلوگیری کند.
استفاده دوباره از دارایی یا موقعیت سهامگذاریشده برای تأمین امنیت خدمات دیگر با ریسک افزوده.
بازگشت قیمت به سطح شکستهشده برای آزمودن واکنش دوباره بازار.
معامله واکنشی برای جبران سریع زیان قبلی، معمولاً با نقض برنامه و افزایش ریسک.
احتمال و اندازه زیانی که میتواند بر اثر عدم قطعیت رخ دهد.
بازدهی که در کنار مقدار سود، سطح ریسک پذیرفتهشده را نیز لحاظ میکند.
وضعیت تمایل بازار به پذیرش ریسک یا حرکت به سوی داراییهای محافظهکارانهتر.
نسبت زیان احتمالی تا نقطه ابطال به سود احتمالی تا هدف.
سقف ازپیشتعیینشده برای ریسک یک معامله، روز، دوره یا کل سبد.
بیشترین مقدار یا درصد سرمایه که معاملهگر برای یک معامله در معرض زیان قرار میدهد.
تبدیل حمایت شکستهشده به مقاومت یا مقاومت شکستهشده به حمایت.
راهکار لایه دومی که چند تراکنش را بیرون از لایه پایه پردازش و خلاصه آنها را روی شبکه اصلی ثبت میکند.
خارجکردن نقدینگی یا رهاکردن عمدی پروژه توسط گردانندگان پس از جذب سرمایه کاربران.
کوچکترین واحد متعارف بیتکوین؛ هر بیتکوین برابر با صد میلیون ساتوشی است.
سبک معامله بسیار کوتاهمدت با تعداد بالاتر معاملات و حساسیت زیاد به هزینه و اجرا.
بیشترین و کمترین قیمت ثبتشده در یک جلسه معاملاتی.
مجموعه شرایط ازپیشتعریفشدهای که یک فرصت احتمالی معامله را شکل میدهد.
تقسیم داده یا پردازش شبکه به بخشهای موازی برای افزایش ظرفیت.
بلاکچینی مستقل و متصل به شبکهای دیگر که قواعد و امنیت مخصوص خود را دارد.
میانگین ساده قیمت در تعداد مشخصی از دورهها.
تصاحب شماره تلفن قربانی با انتقال سیمکارت و استفاده از آن برای دورزدن بازیابی حساب.
اختلاف میان قیمت مورد انتظار و میانگین قیمت واقعی اجرای معامله.
برنامهای روی بلاکچین که در صورت تحقق شرایط، قواعد تعریفشده را اجرا میکند.
بررسی تخصصی کد قرارداد برای یافتن آسیبپذیری و خطا؛ تضمین نبود نقص نیست.
تغییر سازگارتر قواعد که بلوکهای تولیدشده طبق قواعد جدید میتوانند برای گرههای قدیمی نیز معتبر باشند.
بازاری که در آن خود دارایی با تسویه مستقیم خریدوفروش میشود، نه قرارداد مشتقه آن.
شکست موقت کف محدوده در چارچوب وایکوف که سپس به محدوده بازمیگردد.
توکنی که برای حفظ ارزش نزدیک به یک دارایی مرجع مانند دلار طراحی شده است؛ ثبات آن تضمینشده نیست.
قفل یا واگذاری دارایی برای مشارکت در امنیت یا عملیات شبکه و دریافت پاداش احتمالی.
معیاری آماری برای سنجش پراکندگی دادهها پیرامون میانگین.
سفارشی که پس از فعالشدن، یک سفارش محدود با قیمت مشخص ثبت میکند.
دستور یا سطح ازپیشتعیینشده برای محدودکردن زیان یک موقعیت.
سفارشی که پس از رسیدن بازار به قیمت فعالسازی، به سفارش اجرایی تبدیل میشود.
محدودهای که فشار فروش پیشین از آن آغاز شده و ممکن است دوباره فعال شود.
ناحیهای که در آن تقاضا ممکن است از ادامه افت قیمت جلوگیری کند.
خطای ناشی از بررسی فقط نمونههای باقیمانده و نادیدهگرفتن موارد حذفشده یا شکستخورده.
قله محلی که قیمتهای دو سوی آن پایینترند.
قله و دره محلی قیمت که میان حرکتهای مجاور قابل تشخیصاند.
دره محلی که قیمتهای دو سوی آن بالاترند.
ساخت تعداد زیادی هویت جعلی برای بهدستآوردن نفوذ نامتناسب در یک شبکه یا رأیگیری.
ریسک رخدادهای کماحتمال اما بسیار پراثر در انتهای توزیع نتایج.
نسخهای از شبکه برای آزمایش برنامه و تراکنش با توکنهای فاقد ارزش اقتصادی مورد انتظار.
تصویری روشن از داراییهای حساس، مهاجمان محتمل و راههای ممکن حمله.
بازه زمانی دادههای هر کندل یا نقطه در نمودار.
همجهتی یا سازگاری شواهد میان چند بازه زمانی.
دارایی دیجیتالی که معمولاً با قرارداد هوشمند روی یک شبکه موجود صادر میشود.
مجوزی که به یک قرارداد هوشمند اجازه میدهد مقدار مشخصی از توکن کاربر را جابهجا کند.
ساختار عرضه، توزیع، کاربرد، مشوقها و جریان ارزش یک توکن.
مجموعه قواعد فنی مشترک برای ایجاد و تعاملپذیری یک نوع توکن.
آزادشدن توکنهای قفلشده طبق برنامه واگذاری یا قرارداد.
کاربرد واقعی توکن در محصول، شبکه، حاکمیت یا دسترسی به خدمات.
برنامهای که دسترسی تیم، سرمایهگذاران یا مشارکتکنندگان به توکن را تدریجی میکند.
شروع تحلیل از نمای کلان و بازه بزرگتر و حرکت مرحلهای به بازه اجرای معامله.
تعداد کل توکنهای موجود، معمولاً پس از کسر واحدهای سوزاندهشده.
ارزش داراییهای سپردهشده در یک پروتکل یا مجموعهای از پروتکلهای دیفای.
ثبت منظم تصمیم، زمینه، اجرا، نتیجه و خطاهای هر معامله برای ارزیابی فرایند.
سند قواعد بازار هدف، شرایط ورود و خروج، اندازه موقعیت و محدودیتهای ریسک.
بازه فعالیت یک بازار منطقهای یا ساعات رایج مشارکت معاملهگران.
مجموعه قواعد مشخص و آزمونپذیر برای تولید و مدیریت تصمیمهای معاملاتی.
ارزش یا تعداد دارایی معاملهشده در یک بازار و بازه زمانی مشخص.
تعداد تراکنشهای ثبتشده در یک شبکه و بازه زمانی.
شناسه یکتایی که از دادههای تراکنش ساخته میشود و برای پیگیری آن به کار میرود.
ایجاد امضای رمزنگاری برای تأیید یک تراکنش با استفاده از کلید خصوصی.
جهت غالب حرکت قیمت در یک بازه مشخص؛ صعودی، نزولی یا خنثی.
الگوی فشردگی قیمت میان دو خط همگرا که میتواند به شکست در هر جهت منتهی شود.
ورود با دو عامل مستقل؛ مانند رمز عبور و کد برنامه احراز هویت.
خروجی خرجنشده یک تراکنش بیتکوین که میتواند ورودی تراکنش بعدی باشد.
بخش بالای بدنه کندل تا بیشترین قیمت ثبتشده در همان بازه.
عبور موقت از سقف محدوده و بازگشت به داخل آن در چارچوب وایکوف.
مشارکتکنندهای که طبق قواعد شبکه تراکنش یا بلوک را پیشنهاد و تأیید میکند.
میزان و سرعت تغییرات قیمت در یک بازه زمانی.
وضعیت نسبتاً پایدار بازار از نظر کمنوسان یا پرنوسانبودن.
میانگین قیمت که وزن هر معامله را بر اساس حجم آن محاسبه میکند.
مقیاس زمانی و جایگاه سلسلهمراتبی یک موج در شمارش الیوت.
اصطلاحی گسترده برای برنامهها و خدمات اینترنتی مبتنی بر مالکیت دیجیتال و شبکههای بلاکچینی.
دارنده یا معاملهگری با موقعیت آنقدر بزرگ که فعالیتش میتواند بر بازار اثر بگذارد.
سند معرفی مسئله، راهکار، طراحی فنی و اقتصاد یک پروژه؛ ادعاهای آن نیازمند راستیآزمایی است.
نماینده توکنیزهشده یک دارایی دیگر برای استفاده در شبکه یا پروتکلی متفاوت.
نماینده یک دارایی روی شبکهای دیگر که معمولاً با دارایی اصلی پشتیبانی میشود.
چارچوبی برای تحلیل رابطه قیمت و حجم در مراحل انباشت، رشد، توزیع و افت.
جابهجایی یا سپردهگذاری دارایی در پروتکلهای دیفای برای کسب کارمزد یا پاداش با ریسک قرارداد و بازار.
روش رمزنگاری برای اثبات درستی یک ادعا بدون افشای داده محرمانه پشت آن.
راهکار لایه دومی که تراکنشهای تجمیعشده را با اثبات رمزنگاری روی لایه پایه تأیید میکند.